محمد تقي المجلسي ( الأول )

29

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

است بعنوان غيبت و لكن * ( كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) * و ما ماموريم كه به اين عبارت بگوئيم كه نيستيم از جمله مشركان به شرك جلى كه غير او را بپرستم يا به شرك خفى كه در عبادت ريا كنم با از جهت تاكيد اين معنى و توضيح آن مىگويد كه به درستى كه نماز من و ساير عبادات من يا هدى كه در حج مىكشند و كفاران قربانى را از جهت لات و عزّى مىكشتند يا مناسك حج من و زندگانى من و مردن من خالص از جهت خداونديست كه پروردگار عالميانست يعنى زندگانى را خالص از جهت او مىخواهم تا خير من در حيات باشد و مردن مطلوب منست اگر خير من در مردن باشد و همه را از جهت خداوندى مىخواهم كه او را شريك نيست در خداوندى و به اين مامور شده‌ام كه همه را از جهت او به جا آورم و من گردن نهاده‌ام فرمانهاى خداوندم را و از جمله مسلمانانم . پس استعاذه مىگويد به اين عبارت كه ترجمه اش اين است كه پناه مىبرم به خداوندى كه مىشنود گفته هاى خلايق را يا اجابت مىفرمايد دعاهاى ايشان را و داناست به احوال ايشان از شر شيطان و ديو رانده شده از درگاه او يا از طبقات آسمان يا درجات جنان يا همه و بعد از آن بسمله مىخواندند از جهت حمد و ترجمه اش اين است كه ابتدا مىكنم يا استعانت مىجويم از اسم الهى يا ذات مقدس خداوندى كه واجب الوجود بالذات است و مستجمع جميع كمالات است و رحمتش عالميان را فرا گرفته است از مؤمن و كافر به ايجاد ايشان و روزى دادن و تربيت نمودن ، و مهربان است نسبت به مؤمنان به هدايات خاصه و ساير نعمتهاى دنيوى و اخروى . ( وان شئت كبّرت سبع تكبيرات ولاء الَّا انّ الَّذى وصفناه تعبّد ) و اگر خواهى هفت تكبير را پى در پى به جا آور بدون دعاها و ليكن آن چه